مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1063
طب اكبرى ( فارسى )
انتباه : هرچند انتها نزديكتر رسد ، غذا لطيفتر دهند و روز آسايش ، زيربا و غوربا و اناربا و درّاج و تيهو و چوزهء مرغ خانگى بايد داد و حركت و رياضت نشايد كرد . و اگر ممكن بود ، روز نوبت ، كشكاب و غذا هيچ ندهند و به سكنجبين قناعت فرمايند . و اگر ممكن نبود ، اندر آخر تب ، كشكاب با شكر يا سبوس آب با روغن بادام و شكر و با اندكى پوست گندم به آب سرد و شكر توان داد . و نزد من ، پارچهيى [ يعنى تكهيى ] از نان خميرى [ يعنى نانى كه پوست و مغز گندم هر دو در آن باشد ] يا شربت نبات بهتر از پوست است . پوشيده نماند كه غبّ غير خالصه گاهى تا شش ماه باقى مىماند هرچند علاج صواب همى يابد [ و ] ايضا درو عظم طحال و تهبّج و سستى ظاهر مىشود . [ 1388 ] نوع پنجم : اندر شطر الغبّ « 1 » اين ، تپى است كه از تركيب بلغم و صفرا تولد كند امّا محلّ تعفن هر واحد جدا باشد و امتياز بينهما بيّن [ يعنى آشكار ] بود . و علامات اين تب ، جهت آنكه تب مذكور به حسب كثرت و قلت و غلظت و رقت احد الخلطين الممتزجين و به حسب استحكام امتزاج و عدم استحكام آن حدى معيّن ندارد و مختلف الاعراض مىباشد ، از حيطهء ضبط كما هى خارج است ؛ زيرا كه گاهى غبّ دايره يا بلغمى دايمه آميزند و بعضى اين را شطر الغب خالصه گويند و گاهى غب لازمه با بلغمى دايره و گاهى غب دايره با بلغمى دايره و گاهى غب لازمه با بلغمى لازمه و با وجود آنگاه باشد كه صفرا غالب بود بر بلغم يا هر دو برابر باشند . بالجمله ، ظاهرترين و خاصترين علامات او آن است كه يك روز نوبت تب درازتر و آهستهتر بود و يك روز سبكتر و ليكن گرمتر و آشفتهتر باشد . و اين ، بر تقديرى است كه هر دو ماده دايره باشند ؛ زيرا كه بلغمى دايره ، خود هر روز مىآيد و صفراوى دايره ، يك روز در ميان ؛ پس آن روز كه صفراوى و بلغمى جمع خواهد شد ، اعراض نيز مشتدّ خواهند شد ؛ پس يك روز اعراض تب بلغمى فقط ظاهر خواهند شد و روز دوم اعراض بلغمى بمع [ يعنى همراه ] اعراض صفراوى بروز خواهند نمود و اين ، تحقق نمىبايد مگر در تركيب مبادله . و بسيار بود كه در يك نوبت دو بار يا سه بار فراشا پديد آيد بهر آنكه هنوز نوبت يك تب نگذشته كه تب ديگر شروع كند يا اندر ميانهء تب هر دو ماده به هم بازكوشند .
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Semits . rlian .